باشگاه جوانان شيعه و مسيحي

 


باشگاه جوانان شيعه و مسيحي » الهیات مسیحی » تثلیث » ریشه های تثلیث در ادیان باستانی

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 2009/11/07, 07:53 PM   1
Adam
عضو صمیمی

Adam آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/10/25
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 92
تشکر از ديگران 34
تعداد تشکر 20 بار در18 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض ریشه های تثلیث در ادیان باستانی




در سراسر تاريخ جهان باستان ، از همان روزگار بابل ، پرستش بتها در گروه سه تايي يا ثلاثي معمول بود. در مصر ، يونان و روم نيز از قرنها پيش از آمدن مسيح تا قرنها پس از مرگ او تأثير اين رسم مشهود بود. پس از مرگ رسولان چنين اعتقادات بت پرستانه اي در مسيحيت نفوذ پيدا کردند.
در کتاب مذهب مصري ، زيگفريد مورِنز مينويسد: تثليث مشغله ذهني عمده علماي الهيات مصري بود. . . . سه خدا با هم ترکيب و بصورت وجودي منفرد تلقي ميشوند و بصورت مفرد مورد خطاب قرار ميگيرند. و به اين طريق نيروي روحاني مذهب مصري پيوندي مستقيم با علم الهيات مسيحي ظاهر ميسازد. [1]
به اين ترتيب ، در شهر اسکندريه در مصر ، در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم ، مردان کليسا از قبيل آتاناسيوس ، با تدوين عقايدي که به تثليث منتهي ميشد ، اين نفوذ را منعکس کردند. نفوذ خود آنها گسترش يافت ، بطوري که مورِنز علم الهيات اسکندريه را واسطه يا رابطي بين ميراث دين مصري و مسيحيت تلقي مي نمايد.
در ديباچه کتاب تاريخ مسيحيت اثر اِدوارد گيبون ميخوانيم: اگر بت پرستي مغلوب مسيحيت شد ، مسيحيت نيز به همان ميزان به بت پرستي آلوده گشت. کليساي روم خداگرايي محض مسيحيان اوليه را . . . به عقيده خشک و غيرقابل درک تثليث مبدل کرد. بسياري از عقايد بت پرستانه که بوسيله مصريان ابداع و به دست افلاطون تکميل گشت ، داراي ارزش اعتقادي به حساب آمده ، حفظ شدند. [2]
فرهنگ معرفت ديني مينويسد که به گفته بسياري عقيده تثليث اعتقاد فاسدي است که از اديان مشرک اقتباس شده است ، و در ايمان مسيحي گنجانده شده است. [3] و کتاب بت پرستي در مسيحيت ما اذعان ميکند: منشأ [تثليث] کاملاً بت پرستانه است. [4]


Italy. Trinity, c. 15th century C.E. (2)

. افلاطون ، فيلسوف يوناني ، با تثليث چه ارتباطي داشت؟

مکتب افلاطون
تصور ميشود که افلاطون از سال 428 تا 347 پيش از مسيح زندگي ميکرد. او تثليث را به شکل امروزي آن تعليم نداد ، اما فلسفه هاي او راه را براي اين عقيده هموار ساخت. بعدها ، جنبشهاي فلسفي که شامل اعتقادات تثليثي بودند پديدار شدند ، و اين جنبشها تحت تأثير عقايد افلاطون در مورد خدا و طبيعت قرار گرفتند.
فرهنگ جامع جديد به زبان فرانسه ، درباره نفوذ افلاطون ميگويد: به نظر ميرسد که تثليث افلاطوني ، که صرفاً شکلي جديد از تثليثهاي مردمان پيش از دوران او بود ، همان تثليث فلسفي عقلاني از خصوصيات باشد که از آن سه اقنوم يا شخص الهي که کليساهاي مسيحي تعليم ميدادند ، تولد يافت. . . . درک اين فيلسوف يوناني از تثليث الهي را . . . ميتوان در همه اديان [بت پرستانه] باستاني يافت. [5]
دايره المعارف جديد معرفت دينيِ شاف – هرسوگ تأثير اين فلسفه يوناني را نشان ميدهد: اعتقادات لوگوس و تثليث ، به دست پدران يوناني شکل گرفتند ، کساني که . . . بطور مستقيم يا غير مستقيم به شدت تحت تأثير فلسفه افلاطوني قرار داشتند . . . نميتوان منکر اين موضوع شد که از اين راه ، اشتباهات و انحرافات به کليسا رخنه کرد. [6]
کتاب کليساي سه قرن نخستين ميگويد: اعتقاد تثليث به تدريج و نسبتاً دير شکل گرفت ؛ . . . منشأ اين اعتقاد کاملاً متفاوت با نوشته هاي مقدس عبري و مسيحي است ؛ . . . اين اعتقاد رشد يافت ، و به دست پدران پيرو افلاطون در مسيحيت گنجانده شد. [7]

قرنها پيش از مسيح ، مجموعه هاي سه گانه ، يا تثليثهايي ، از خدايان در بابل و آشور قديم وجود داشت. دايره المعارف ميتولوژي لاروس به زبان فرانسه به يک چنين مجموعه سه گانه اي در همان منطقه بين النهرين اشاره ميکند: عالم به سه ناحيه تقسيم شده بود و هر ناحيه به قلمرو يک خدا مبدل گشت. سهم آنو آسمان بود. زمين به اِنليل واگذار شد. اِئا حاکم آبها شد. آنها با يکديگر مجموعه سه گانه خدايان اعظم را تشکيل دادند. [8]



تا پايان قرن سوم میلادی مسيحيت و فلسفه هاي جديد افلاطوني به نحو جدايي ناپذيري با يکديگر ادغام شدند. همانطور که آدُلف هارناک در کتاب خود با عنوان خلاصه تاريخ اصول عقايد ميگويد ، اعتقاد کليسا عميقاً در هِلِنيسم [افکار بت پرستانه يوناني] ريشه دارد. در نتيجه براي اکثريت عظيم مسيحيان حالتي نامفهوم يافته است. [9]
کليسا ادعا کرد که اعتقادات نوين آن ، بر پايه کتاب مقدس است. ليکن هارناک ميگويد: در واقع کليسا انديشه هلني يعني ديدگاههاي خرافي و رسوم پرستش اسرارآميز بتها را در ميان خود مشروعيت بخشيد.
اَندروز نُرتُن در کتاب شرح استدلالها در مورد تثليث ميگويد: رد تاريخ اين اعتقاد و منشأ آن را نميتوان در مکاشفه مسيحي جستجو کرد بلکه بايد آنرا در فلسفه افلاطوني جوييد . . . تثليث اعتقادي از جانب مسيح و رسولانش نيست ، بلکه افسانه اي است بر پايه مکتب پيروان بعدي افلاطون. [10]


تثلیث مصری
مصر نیز یکی از خواسنگاه های تثلیث در ادیان ابتدایی است تثلیث مصری از جمله ی این موارد است ؛ خدای مصریان از اوزیریس osiris ( پدر ) ایزیس isis ( مادر ) و هروس horus ( پسر ) تشکیل شده بود. [11]
مصریان اوزیریس، آیسیس و هورس را به مقام الوهیت رسانده بودند.. این سه، خانواده ای در پنتئون یا مجموعه خدایان مصری میباشند. (اوسایریس، پدر و برادر آیسیس و هورس نیز فرزند آنهاست[12]

تثليث هندو
تثليث هندو که قرنها پيش از مسيح وجود داشته در این آیین براهما ایزد آفرینش و در کنار ویشنو (، خداي محافظ )و شیوا (خداي هلاکت )، از ایزدان تریموتی است

دانشنامه ی New World Encyclopedia ذیل مدخل Trimurti می نویسد:
تریمورتی به برخی از تفاسیر تثلیث مسیحیان چون سابِلیَنیسم (Sabellianism) (شباهت دارد. و همان تعبیر "سه در یک"، تثلیث در تریموتی نیز وجود دارد [13] تریمورتی، چنین تبیین میگردد که برهمان (Brahman) حقیقت متعال و بینهایت آیین هندوییسم، در سه فورم آفریننده ، نگاه دارنده و نابود کننده متجلی شده است.
مونیر ویلیامز (Monier-Williams)، شرق شناس نامی و استاد زبان سانسکریت در دانشگاه آکسفورد، در کتاب Hinduism بیان میدارد که که شیوا، براهما و ویشنو ، سه خدای بزرگ اند؛ [14]

Germany. Trinity, 20th century C.E.

تثلیث هندو

تثلیث مسیحی

تثلیث مسیحی
تثلیث هندو

[1] - Egyptian Religion, Siegfried Morenz notes نقل از مجله Watch Tower شماره Should You Believe in the Trinity?
[2] - Edward Gibbon's History of Christianity نقل از Should You Believe in the Trinity?

[3] - Dictionary of Religious Knowledge نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity
[4] - And The Paganism in Our Christianity نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity
[5] - The French Nouveau Dictionnaire Universel (New Universal Dictionary) نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity

[6] - The New Schaff-Herzog Encyclopedia of Religious Knowledge نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity
[7]- The Church of the First Three Centuries says نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity

[8]- نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity
[9] - Outlines of the History of Dogma نقل از مقاله Should You Believe in the Trinity
[10] - A Statement of Reasons
[11] - ( سیر تحولی دینهای یهود و مسیح / دکتر فضائی / ص291 )

[12] - منبع http://en.wikipedia.org/wiki/Egyptian_pantheon
[13] - http://www.newworldencyclopedia.org/entry/Trimurti
[14] - Monier-Williams, Monier. Hinduism. VII Page 87. Society for Promoting Christ, 1925
Adam آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
تشكر
دیوژن (2010/04/23)
قدیمی 2009/11/30, 07:49 PM   2
lol
عضو آشنا

lol آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/11/22
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 27
تشکر از ديگران 0
تعداد تشکر 2 بار در2 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

این هم از اون حرفاست
خوب اسلام هم خیلی شبیه زرتشتیه. پل صراط و وضو و خیلی از این مسائل خوب پس اسلام هم از زرتشتی گرفته شده
شما هر جا شباهت ببینید میگید از روی هم گرفتن
lol آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2009/12/01, 08:23 AM   3
mohamad
عضو صمیمی

mohamad آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/10/30
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 87
تشکر از ديگران 27
تعداد تشکر 80 بار در51 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

لول دوست عزیز

اسلام انکار نمیکند که برخی از اموزه هایش در ادیان الهی گذشته بوده چون خدایشان واحد بوده مثل روزه . نماز و...

ولی در تثلیث - اصلی ترین اموزه مسیحی ریشه نه در ادیان الهی بلکه در دیان بت پرستی دارد
این همان چیزی است که جروم میگه بزرگان کلیسا از پولس تا اگوستین یعنی از قرن اول تا قرن پنجم میلادی نسبت به این شباهت ها بی اطلاع نبودند ... انها اظهار میداشتند که شیطان خواهان شباهت یافتن با مسیح بوده و به همین خاطر مشرکان را واداشته تا این عقاید و شعایر را بپذیرند

کتاب چارل گینی بیر ترجمه عربی (المسیحه نشاتها و تطورها)

ویرایش توسط mohamad : 2009/12/01 در ساعت 08:55 AM
mohamad آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
تشكرها 2
دیوژن (2010/04/23), سپهر محمدی (2010/04/02)
قدیمی 2009/12/01, 10:19 AM   4
lol
عضو آشنا

lol آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/11/22
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 27
تشکر از ديگران 0
تعداد تشکر 2 بار در2 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

شما هر وقت گیر کنید حاضرید بودایی و اصلا بت پرستی رو هم جزو ادیان الهی بدونید
خیلی جالبه زرتشتی دین الهی است معلوم می شه هیچی از زرتشتی و دین دو گانه پرستی خبر ندارید
lol آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2009/12/01, 12:37 PM   5
mohamad
عضو صمیمی

mohamad آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/10/30
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 87
تشکر از ديگران 27
تعداد تشکر 80 بار در51 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

گویا باید یک تاپیک مخصوص زرتشت شناسی هم در کلوب باز کنیم

در ایین زرتشتی یگانه پرستی موج میزند
دین شناسان بر این باورند که زرتشت یگانه پرست بود

شما را به مقاله دکتر سخایی در این باره ارجاع میدهم


آموزه توحيد در دين زرتشتي
دكتر مژگان سخايي عضو هيأت علمي
چكيده
اين مقاله با روش مروري تحليلي به بررسي آموزه توحيد در دين زرتشتي با تكيه بر گاتاها، سخنان زرتشت، مي پردازد. سؤالي كه اين مقاله در صدد پاسخگويي به آن بر آمده اين است كه آيا دين زرتشتي مبتني بر آموزه هاي توحيدي است يا خير؟ در بررسي گاتاها ديده مي شود كه زرتشت تنها اهورامزدا را كه خداي واحد و آفريدگار دانا و توانايي است مي ستايد. و نظام آيين خويش را بر اين آموزه استوار مي سازد.



خداي زرتشت، اهورا مزدا
پيش از آنكه به معرفي خداي زرتشت بپردازيم، ذكر يك نكته لازم و ضروري به نظر مي رسد و آن اينكه اصولاً مدارك موجود جهت تحقيق دين و فرهنگ ايران قديم بسيار گوناگون و ناهماهنگ و تأويل پذيرند، اگر محققي در مراحل تحقيق خود به يك قسمت از آنها بيش از ساير قسمتها اهميت دهد و يا در توجيه تعبيرات و مفاهيم پاي بند قواعد زبانشناسي نباشد و يا به اصول پديدار شناسي دين بي اعتنا باشد، بدون ترديد گمراه خواهد شد (بهتايي، فتح الله، 1365، ص 14) از اين رو مي بينيم كه در اين گستره نظريات كاملاً متناقضي ارائه شده است. البته ما در اين قسمت در مقام گرد آوري نظريات بوده و در مرحله بعد به داوري خواهيم نشست.
پروفسور آسموسن درباره خداي زرتشت مي گويد: «روح و فكر زرتشت در تسخير خداي واحد، اهورا مزدا، بود. نام اهورامزدا به تمام معني پرورده و زائيده فكر زرتشت بود و مطالعات فراواني كه در اين زمينه انجام شده حاكي از آن است كه قبل از او كسي با اين نام آشنايي نداشته است. در متون قوم اكد به نام سه خدا به اسامي مزدكو، اسرا، فرش بر مي خوريم ولي اين سه نام ارتباطي با نام اهورامزدا ندارد. (آسموسن،ج.پ، ص 104-105) نيبرگ در مورد پيام زرتشت چنين مي گويد: «توجه دقيق به پيام زرتشت نشان مي دهد كه او تا اندازه بسيار زيادي پاي بند به عقايد ميترايي بوده و به هيچ وجه تغييري در آنها ايجاد نكرده است. بلكه برعكس او بسيار محتاط بوده و جنبه نو و تازه اصولاً در مواد آموزه هاي او نيست بلكه در تركيب اين مواد است» (نيبرگ، هنريك ساموئل، 1359، ص 89) نيبرگ زرتشت را كاهني مي دانسته كه در روزگاران قديم در يكي از جوامع بدوي آسياي مركزي، پيشواي دين بوده و اجراء آداب و مناسك قبيله خود را بر عهده داشته و با عالم ارواح از راه رقص و سماع و خلسه و با نوشيدن موادي كه از گياهان نشئه آور به دست مي آمده، ارتباط برقرار مي كرده است. لذا مي گويد: زرتشت بسياري از سرودهاي خود را در حال جذبه و بيخودي سروده است. (مجتبايي، فتح اله، 1365، ص 14)
ويدن گرن در همين ارتباط مي گويد: «... در يك جذبه نزديك به خواب عميق به نام خوفنه است كه زرتشت رؤيتهاي خود را داشته و گفتارهاي اهورامزدا را شنيده است. احتمالاً در جامعه نخستين زرتشتي ايجاد حالت جذبه بوسيله ماده مخدر عادي بوده است. اين شيوه احتمالاً منشأ هندو ايراني دارد زيرا در ميان هنديها نيز تأييد شده است.» همو در جاي ديگر مي گويد: «از نظر ما زرتشت صاحب جذبه اي است كه در ميان گروهي مريد نمودار مي شود كه آنها نيز به حالت جذبه خو گرفته اند. معهذا اين رفتار به اصطلاح شمني فقط چهارچوب خارجي عمل اوست براي هر تاريخ نگار روشن است كه شخصيتهاي بزرگ نيز از همان كاري آغاز مي كنند كه در محيط خودشان انجام مي گرفت. بنيانگذاران دينها نيز استثناء نيستند و اين كار از مقام آنها در تاريخ نمي كاهد.» (ويدن گرن، گئو،ص111-112) سپس چنين مي گويد: «گرايش به يكتاپرستي مطمئناً در آموزه زرتشت وجود دارد. منتها اين گرايش نمي تواند فراگير شود چرا كه گرايش به دوگانه پرستي كه بطور مطلق با آن در تقابل قرار گرفته، مانعي در برابر آن است. » (ويدن گرن، گئو، ص 111)
زنر در مورد زرتشت مي گويد: «اين مطلب كه زرتشت با دين كهن به مخالفت برمي خيزد بسيار روشن است.» سپس ضمن آوردن نمونه هايي از اين مخالفت در جاي ديگر مي گويد: زرتشت خود را پيامبري مي دانست كه از جانب خدا فرستاده شده تا نه تنها دين جديدي بياورد بلكه مراسم عبادي كهن را نيز اصلاح كند. او خود را پيامبري مي دانست كه با خدا سخن مي گويد و سخنان او را مي شنود. او پيامبري است كه صدايش براي دوستي و احترام راستي بلند است. او دوست خداست. ارتباط او با خدا از روي پستي و حقارت نيست بلكه او از خدا استمداد مي طلبد آنگونه كه دوستي از دوست ديگر كمك مي خواهد.» (Zaehner, R.C, 1975, PP.37-39) وي در مورد اهورامزدا چنين مي گويد: «اهورا مزدا خالق همه چيز اعم از مادي و معنوي است. و از آنجا كه همه چيز را به وجود آورده است خلقش”exnihilo" است. او خالق اراده و قادر مطلق است. و وجودش به هيچ وجه با نيروهاي شر چنانكه در دين زرتشتي متأخر مي آيد، محدود نمي شود. اوست كه تمام انسانها را بنا بر اعمالشان در روز واپسين داوري مي كند. (Ibid,PP.54-55)
هنينگ در همين راستا مي گويد: مردمي كه زرتشت در ميان آنها ظهور كرده و به ترويج و تبليغ دين ثنوي خود پرداخته است، يگانه پرست بوده اند، و ثنويت زرتشتي «اعتراضي بر يگانه پرستي» بوده است. (مجتبايي، فتح اله، 1365، 26)
نيولي نويسنده مقاله دين زرتشتي در دائره المعارف الياده در همين ارتباط مي گويد: «نوآوري اصلي دين زرتشت كه به واسطه آن از اديان مردم هند و اروپايي خاور نزديك و مركز آسيا متمايز گشت، تأكيد آن بر توحيد بود. البته ثنويت به عنوان چهره برجسته آن باقي مي ماند. بايد گفت كه هر دو جنبه (توحيد و ثنويت) براي فلسفه زرتشت و نظريه ديني او اساسي است. ارزش والاي اين انديشه نزد زرتشت، سبب شد تا يونانيان او را بيشتر يك انسان حكيم بدانند تا مؤسس دين، ايشان نويسنده گاتاها را به عنوان يكي از عاليترين و مهمترين نمايندگان «حكمت بيگانه» دانستند. (Gnoli, Gherardo, P581)
در مورد مفهوم خدا در دين زرتشت مولتون مي گويد: «اسوراي دانا» بيش از دوران زرتشت وجود داشته است. خداي دانا ايزد خاص آريايي ها بود. و اين مسأله خود مؤيد اين است كه زرتشت يك آريازنتو بوده است نه يك مغ كه سالها بعد او را به آن محكوم كردند. براي اينان اهورامزدا خداي قبيله بود. و نسبت به ايزدان طبقات ديگر در مقام بالاتري قرار داشت. به نظر مي رسد كه اولين قدم زرتشت اين بود كه از چندگانه پرستي موجود به سوي بيگانه پرستي رود و از ايزدي كه بزرگترين ايزدان بود به سوي خداي واحد رود. (James, Hope, Moulton, 1913, P.90) سپس در جاي ديگر مي گويد: من اذعان مي كنم كه دين زرتشت دين توحيدي بود. قضاوت ما درباره فكر زرتشت تنها از طريق كاتاهاست. در گاتاها شاهد تركيب مفاهيم نظري و عملي مي باشيم. در جهان انديشه، زرتشت در ميان كيفيات، صفات و اصولي زندگي مي كند كه به اندازه چيزهايي كه مي بيند براي او واقعي اند. لذا نيازي به تشخيص بخشيدن به آنها نيست. قبيله او كشاورز بود. و دائماً مورد آسيب قبايل صحرا نشين واقع مي شد. اين مسأله نفرت او را نسبت به خدايان قبايل مهاجم برانگيخت. چنين ذهني در تأكيد بر حقيقت به اين استنتاج نظري مي رسد كه حقيقت واحد است. (loc.cit, p94)
اين نظريات پراكنده و گاه متناقض مؤيد اين مسأله است كه اكثر محققين و ايرانشناسان با مشكل جدي كه در ابتداي اين بحث به آن اشاره شد يعني گوناگوني منابع و مآخذ و ناهماهنگي و تأويل پذيري آنها مواجه بوده اند و عده اي از ايشان به دليل عدم توجه به تمام ابعاد لازم براي يك تحقيق دقيق در دام خطا گرفتار شده اند. براي مثال نظريه هنينگ با تمام اطلاعات و آگاهيهايي كه از اوضاع ديني مردم سرزمينهاي شرق ايران از آن روزگار تا كنون بدست آمده است و همچنين با همه تحقيقاتي كه در اين زمينه شده است ناسازگار است. پشتهاي اوستا كه بيانگر اوضاع ديني پيش از عهد زرتشت است و همچنين سرودهاي خود زرتشت ، كاتاها، به روشني نشان مي دهد كه پيش از زمان او نوعي چندگانه پرستي به صورتي كه در وداها و برهمنه هاي هند به نظر مي رسد، در سرزمينهاي شرق ايران رواج داشته و پيشوايان و كارگزاران آداب و مناسك ديني «كويها» و «كرپنها» و «اوسيجها» بوده اند كه دروداها نيز از آنان صحبت شده، و دشمنان دين مزدا پرستي زرتشت بوده اند، ايزداني مانند ميتره، آناهيتا، ورثرغنه، وايو و ايزدان ديگري كه در قسمتهاي اوستا ستايش شده اند، قبل از زمان زرتشت توسط مردمي كه به دين او روي آوردند پرستيده مي شدند. و بعدها نيز به تدريج در مزداپرستي راه يافتند و در كنار اهورا مزدا و امشاسپندان قرار گرفتند.ثنويت نيز بر خلاف نظر هنينگ در ايران پيش از عهد زرتشت سابقه طولاني داشته و نه تنها درزروان پرستي (كه زرتشت صريحاً در يسنا 30 بدان اشاره مي كند) بلكه در دوگانگي ميان دئوه ها و اهوره ها مطرح بوده و در معتقدات ديني و جهان بيني مردم مؤثر بوده است. مسأله ثنويت در دين زرتشت در همين مقاله مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
اما نيبرگ، او چون ميان بعضي از اعمال و عقايدي كه به شمنان سكايي و اقوام بدوي آسياي ميانه نسبت داده شده است، از يكسو، و برخي از آداب و عقايد دين زرتشتي و رقص و سماع صوفيانه، از سوي ديگر، شباهتهايي ديده است زرتشت را در اصل از شمنان آسياي مركزي به شمار آورده است (مجتبايي، فتح اله، 1365، ص 17-26) البته با تعريفي كه غربيان از دين شمني دارند و آنها را افرادي مي دانند كه فرياد بر مي كشند و كارهايي را براي تسخير ارواح به جا مي آورند. بيان اين شباهت در اينجا تنها تحقير كردن حالت روحاني و نيايشهاي پرشور زرتشت و يكتا پرستي اوست.

اهورا مزدا در سخنان زرتشت «گاتاها»

به منظور آشنايي دقيقتر و داوري منصفانه لازم است نظر زرتشت را در كلام خود او «گاتاها» بجوييم. قديميترين و مقدس ترين قسمت اوستا گاتاها است. كه در ميان يسنا جاي داده شده است. (Jackson, A.V. Williams, P.286؛ پور داوود، ص 61) اين سرودها در خود اوستا «گاتا» و در پهلوي«گاس» ناميده شده كه جمع آن «گاسان» است و گاسانيك تركيب صفتي آن است. و در سانسكريت گاثا ناميده مي شود. در كتب ديني بسيار قديمي برهمني و بودايي گاتا عبارت است از قطعات منظوميكه در ميان نثر قرار دارد. (پور داوود، ص 61) گاتاهاي اوستا نيز به اين صورت است و به دليل موزون بودن، گاتا ناميده مي شود.
(Jackson, A.V. William, P268 & Moulton, James Hope, 1913, P.113) گاتا از نظر زبان، وزن، سبك با ساير قسمتهاي اوستا فرق دارد. و شامل تعاليم، نصايح، و مكاشفات(الهامات) زرتشت است. شخصيتي كه از زرتشت در اين قسمت ارائه مي شود متفاوت از ساير قسمتهاي اوستا باشد. (Jackson, A.V. William. P. 268) بسياري از كلماتي كه در گاتاها استفاده شده در اوستا نيست. و مطابق آنها را بايد دركتب قديمي ديني برهمنان جستجو نمود. ظاهراً گاتاي اوستا در قديم قسمتي از مطالب منثوري بوده است كه امروزه درست نيست زيرا مطالب را مختصر كرده و به شكلي در آورده اند كه مردم بتوانند به حافظه بسپرند. اين شكل و طرز نوشتن مخصوصاً در ميان اقوام هند و اروپايي متداول بوده است. (پور داوود، ص 63) وضع گاتاي موجود دليل آن است كه زماني ضميمه مطالب منثور بوده است. از جمله اينكه تعدادي از فصول گاتا بدون آغاز و انجام است و بسياري از جاها بريده و ناتمام است. مي توان گفت تقريباً تمام گاتاي زمان ساسانيان موجود است زيرا به واسطه قدر و منزلتي كه داشت به دقت به حافظه ها سپرده مي شد و سينه به سينه نقل مي شد. و تا كنون محفوظ مانده است. گاتاها از قديم به 5 دسته تقسيم شده است و در ميان 72 يسنا جاي گرفته است. از نظر پور داوود تقسيم پنجگانه به مناسبت اوقات پنجگانه روز و نماز مخصوص به آنها نيست بلكه به مناسبت اوزان و قاعده شعري است كه به پنج بحر منقسم گرديد. (پيشين 64-63) در گاتاها سخني از مراسم هوم ، فروشي ها ، مجموعه خدايان طبيعي نيست. اين مسأله يا به اين دليل است كه در گاتاها دين به شكل اوليه و عاليتر آن ارائه شده و يا اينكه، به احتمال بيشتر، اين سرودها عمدتاً به تعاليم پيامبر درباره ناسازگاري اورمزد و اهريمن پرداخته است. (Jackson, A.V.; Williams, P.268) به هر حال گاتاها (سرودها)ي زرتشت به اندازه اي مقدس است كه در تمام اوستا به هر يك فصل (هايتي) آن و به هر يك قطعه (و چس تشتي) آن و به هر يك فرد (افسمن) آن و به هر كلمه(و چ) آن و به معني هر يك از كلمات (آزئينتي - زند) آن درود و ثنا فرستاده مي شود (پور داوود، ص 66).
كل گاتاها 17 هائيتي (فصل) است و شامل 238 قطعه و 896 بيت و 5560 كلمه است. گاتاها شامل پنج قسمت است و هر يك از اين پنج گات با اولين كلمه اي كه با آن شروع مي شود ناميده مي شود. اولين گاتا موسوم است به اهون وثتي (اهنود) از يسناي 28 تا 34 متعلق به گاتا اهنود است. پس از آن هپتنگ هائتي (هفت پاره) شروع مي شود از آن جا كه اين قسمت منثور است، جزء گاتاهانيست ولي از زمان قديم ميان گاتاي اول و دوم جا داده شده است. از حيث عبارت مثل گاتا است ولي به قدمت گاتا نيست نظر به اسمش بايد هفت ها باشد ولي بعدها يك هاي كوچك به آن افزوده شد و داراي هشت ها مي باشد. و از يسناي 35 تا 42 را شامل مي شود گاتاي دوم اشتاويتي (اشتود) است و از يسناي 43 تا يسناي 46 است. سومين گاتا سپنتامينيو (سپنتمد) به معني خرد مقدس است و از يسناي 47 است تا 50. گاتاي چهارم و هوخشتر يعني اقتدار نيك و كشور خوب، است و فقط داراي يك ها مي باشد كه يسناي 51 است. پنجمين و آخرين گاتا موسوم است به وهيشتواشتي (وهشيتواش) و داراي يك ها يسناي 53 مي باشد معناي اين كلمه بهترين خواسته و نيكوترين ثروت است. (پيشين، ص 61 تا 67)
حال ببينيم زرتشت در گاتاها چگونه خداي خود، اهورامزدا، را توصيف كرده است. واژه اي كه زرتشت در اوستا (گاتاها) براي خداي يگانه به كار برده اهورامزدا است. در آغاز بيشتر نيايشها اين عبارت به چشم مي خورد: «خشنوتره اهورهه مزدا» يعني به خشنودي اهورامزدا. در گاتاها گاهي اهورامزدا جدا از هم استعمال شده است؛ مثلاً در يسناي 28 بند اول، مزدا تنها براي خدا آمده است. در بند هشتم همين يسنا ابتدا اهور و پس از چندين كلمه فاصله، مزدا آمده است. در بند ششم برعكس اول مزدا و پس از چند جمله، اهور ديده مي شود. در بند دوم مزدا اهورا به كار برده شده است. در سراسر گاتاها هر جا، اين دو واژه با هم آمده است، مزدا مقدم بر اهورا است. در يسنا 28 بند اول زرتشت مي گويد: «تو اي مزدا اهورا مرا از خرد خويش تعليم ده و از زبان خويش آگاه ساز كه روز واپسين چگونه خواهد بود؟» در ساير بخشهاي اوستا بر عكس گاتاها هر جا كه اين دو واژه با هم آمده، اهورا مقدم بر مزدا است البته در بعضي قسمتهاي اوستا نيز مزدا اهورا آمده است. در سنگ نوشته هاي ميخي نيز بيشتر اهورا مقدم بر مزدا مي باشد.
مزدا در بعضي بندهاي گاتاها به معني حافظه و به حافظه سپردن و به ياد داشتن است. اين واژه در سانسكريت مذش، به معني دانش و هوش مي باشد. بنابراين وقتي كه مزدا براي خدا به كار برده شده است از آن معني هوشيار و آگاه و دانا اراده كرده اند. پس اهورا مزدا به معني سرور دانا است. (اوشيدري، جهانگير، ص 19-20)
از نظر زرتشت تنها اهورامزدا شايسته پرستش است: «تو بايد آن كس را با ستايش پارسايي خود بستايي كه هميشه مزدا اهورا نام دارد.» (سينا 45، بند 1) همچنين مي گويد: «كسي كه به ضد دروغپرست با زبان و انديشه و دست ستيزگي كند، خوشنودي مزدا اهورا را به جاي آورد.» (يسنا 33، بند 2) زرتشت عظمت و جبروت را مختص اهورامزدا مي داند و او را آفريننده يكتا و خداوند توانا مي داند. وي در سينا 44 با يك زبان شاعرانه درباره توحيد و اقتدار خداوند مي گويد: «از تو مي پرسم اي اهورا مزدا كيست پدر راستي؟ كيست نخستين كسي راه سير خورشيد و ستاره بنمود؟ از كيست كه ماه گاه تهي است و گاهي پر؟ كيست نگهدار زمين در پايين و سپهر در بالا؟ كيست آفريننده آب و گياه؟ كيست كه به باد و ابر تند روي آموخت؟ كيست آفريننده روشنايي سود بخش و تاريكي كيست كه خواب و بيداري آورد؟ كيست كه بامداد و نيمروز و شب قرار داد؟ و دينداران را به اداي فريضه گماشت؟ كيست آفريننده فرشته مهر و محبت آرمتي؟ كيست كه از روي دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نها؟ پس از تمام اين پرسشها زرتشت در پاسخ چنين مي گويد: «من مي كوشم فردا كه تو را به توسط خرد مقدس آفريدگار كل به درستي بشناسم.» (پورداوود، ص 70-71) اهورامزدا خيرخواه بندگانش است و ستايش ايشان را مي شنود: (يسناي 45 – بند 6) زرتشت خدايش را مي بيند و كلمات او را مي شنود او شنيدن صدا خدا را توضيح مي دهد او از خدا مي خواهد تا با او سخن بگويد «با دهان خودش» (Zaehner. R.C.1975 PP.44-45) وي در همين ارتباط در جاي ديگر مي گويد: «اي اهورامزدا همين كه تو را با ديده دل نگريستم در انديشه خود دريافتم كه تويي سرآغاز و سرانجام، تويي سرچشمه منش پاك، تويي آفريننده راستي و تويي داور دادگر كارهاي جهاني» (يسناي 28، بند 8) زرتشت عظمت خدا را نه با انديشه و تمركز بلكه با شهود مستقيم ديد. (Ibid,P.44) «پس آيا من در ذهنم مي فهمم كه تو قديم هستي، تو پدر خرد مقدس هستي من تو را با چشمانم درك كرده ام، تو حقيقت را آفريدي. تو اهورا هستي. (سينا 31، بند 8) همچنين در يسناي 44 آمده است كه او خالق همه چيز است همه چيز به او وابسته است. (سينا 44، بند 5) او همه چيز را مي داند (سينا 31، بند 13) او آينده را مي داند (يسناي 33، بند 13) و حكومت و شهرياري دارد. (يسناي 31، بند 21) (Moulton, James.Hope,1913,P.94)
از اين رو، با توجه به سخنان زرتشت در گاتاها، مي توان اذعان كرد كه او، به خدايي واحد و قادر مطلقي كه خالق همه چيز است اعتقاد داشت. يعني زرتشت هم به توحيد ذاتي و هم توحيد خالقي را باور داشت. حتي به نظر مي رسد كه زرتشت تدابير و امور عالم را نيز به خداي واحد يگانه نسبت داده و او را رب و مدبر عالم مي داند آنچه در يسنا 44 آمده است و پيشتر به آن اشاره شد به براين ادعاويست مي كند.
صفات اهورامزدا در گاتاها
در جمع بندي اوصاف اهورامزدا بنا بر آنچه در گاتاها آمده چنين مي توان گفت، اهورا مزدا سپنته مينيو يعني مقدس ترين روان و خالق همه چيز است. وي همچنين وهومنه يعني منش و انديشه نيك و اشه و هبشته يعني بهترين حقيقت دادگري است. وي خشتبره ويريه يعني شهرياري و پادشاهي كه بايد انتخاب و برگزيده شود. سپنته آرميتي است يعني پارسايي مقدس. هورزتات جامعيت و رسايي و امرتات جاودانگي و بي مرگي است (آسموسن، ج پ، ص 106) اشه يعني راستي و درستي و قانون ايزدي و پاكي است و 108 بار در گاتاها تكرار شده است كلمه «اشو» نيز از همين ريشه است. و هومنه مركب از «وهو» و «منه» به معني خوب منش مي باشد. كلمه خوب فارسي و «وهو» اوستايي يكي است. منش با «منه» اوستايي نيز از يك ريشه است. و هو منه را به نيك نهاد و يا پاك سرشت مي توان ترجمه كرد. و هومنه و يا «وهيشتومنه» هر دو داراي يك معني است و تقريباً 130 بار در گاتاها تكرار شده است. خشتره يعني كشور و توانايي و خسروي، كلمه شهر و شهرياري هر دو از خشتر اوستايي است. آرمئتي به معناي بردباري و فروتني و مهر و اخلاص است. هوورتات يعني رسايي و سلامت و عافيت. «أ» در امرتات از ادات نفي است و مرتات به معناي مرگ است و در مجموع به معناي بي مرگي و جاوداني است. اين كلمات را به ترتيب ارديبهشت، بهمن، شهريور، سپندارمز، خرداد و مرداد مي گوييم. نزد زرتشتيان اين شش كلمه علاوه بر اسم ماهها اسم شش روز از سي روز ماه دهم هست. اين كلمات گاهي از مجردات است و صفات اهورامزدا است و گاهي يك فرشته مخصوص است. مثل ملائكه در تورات، بطوريكه تفكيك اين دو از هم بسيار مشكل است و ترجمه گاتاها را مشكل ساخته است. مثلاً در يسنا 47 قطعه اول برخي از آنها را بايد به عنوان مجردات ترجمه كرد و برخي ديگر را بايد نام فرشتگان دانست. مثلاً نسبت به خرد مقدس (سپنته مينيو) و قانون ايزدي(اشه) نيك انديشيدن و نيك گفتن و نيكي به جاي آوردن اهورا توسط خشتره و آرمينتي به ما رسايي (هوروتات) و جاوداني (امرتات) بخشد.» (گاتاها، ص 84)
ويل دورانت درباره صفات اهورامزدا با تكيه بر سخنان زرتشت در گاتاها مي گويد: مقصود از اين منش پاك عقل انساني نيست. بلكه منظور حكمت الهي است، كه تقريباً با لوگوس يا «كلمه الله» اختلافي ندارد و اهورامزدا آن را وسيله آفرينش كائنات قرار مي دهد، زرتشت براي اهورا مزدا هفت جلوه يا هفت صفت بر مي شمارد كه عبارت است از: نور، منش، پاك، راستي، قدرت، تقوا، خير و فناناپذيري ولي پيروان وي چون به شرك و پرستيدن ربهاي متعدد عادت داشتند، به اين صفات رنگ اشخاص دادند و آنها را «امشاسپندان» يا قديسان جاوداني نام نهادند و چنان معتقد شدند كه اين امشاسپندان زير نظر اهورا مزدا جهان را مي آفريند و بر آن تسلط دارند؛ به اين ترتيب بود كه يكتا پرستي عالي موسس اين دين در ميان مردم به صورت شرك درآمد؛ اين كاري است كه پيش از آن در دين مسيحي صورت گرفت. علاوه بر ارواح مقدس امشاسپندان، پارسيان به فرشتگان نيز معتقد بودند و چنان مي پنداشتند كه زن و مرد و خرد و كلان، فرشته نگاهبان خاصي براي خود دارد. (دورانت، ويل، بي تا، ص 424)

امشاسپندان
امشاسپندان براي فهم تفكر زرتشتي؛ اهميت اساسي دارند. آنها بارها و بارها در گاتاها ذكر شده اند، گاهي در ارتباط با موضوع الهي يعني اهورامزدا و گاهي در ارتباط با موضوع انساني يعني زرتشت يا انسانهاي ديگر. (Camoy, A.y, P 581)
امشاسپندان طبقه خاصي از موجودات در دين زرتشتي است كه مرتبط با عقيده كردبيان يهوديت و مسيحيت مي باشد. در پهلوي Amhras pand و در فارسي متأخر Amshas pand است. نام امشه سپنته به عنوان يك مجموعه در گاتاها نيامده است. گرچه از امشه سپنته دائماً چه به صورت فردي يا همراه يكديگر در طي اين سرودهاي قديمي نام برده شده است؛ اين عنوان در گاتاها هفتن (يسناي 3904؛ 6: 42) آمده است و در اوستاي متأخر و در ادبيات بعدي زرتشتي ديده مي شود. در استعمالهاي بعدي اصطلاح امشاسپند بگونه اي بيربط استفاده مي شود، و برخي از فرشتگان نيز با اين عنوان ناميده شدند، سرئوشه نيز در گروه پذيرفته شده و در ارتباط با آنها كار مي كند (بندهشن 29 و 30)، آتر، آتش اهورامزدا، امشاسپند است (يسنا، 1:2)، گوشروان ، روح گاواوليه اگر چه غالباً به عنوان فرشته فرض مي شود در شايست ناشايست (شايست ناشايست 14 و 22) امشاسپند ناميده مي شود. حتي «فرمول كستي». اخير از «سي و سه» امشاسپند سخن مي گويد: پلوتارك نويسنده يوناني در قرن اول ميلادي امشاسپندان را شش خدا مي داند. (Jackson, A.V. William,P385)
صفات اوستايي وهو (نيكي)، وهشتيه (بهترين)، ويريه(مطلوب) شپنته (مقدس) كه شايعترين عناوين چهار اشاسپند اول در دوره اول دين هستند، در دوران بعد صفات ثابت ايشان شد، دو مظهر آخر هوروتات و امرتات، هيچ صفت ثابتي ندارند، اما غالباً با همديگر ذكر مي شوند. (Jackson, A.V. Williams, 1958, P384)
بنا بر نظريه جرج دمزيل در مورد ايدئولوژي سه طبقه هند و اروپايي كه مورد قبول برخي ايرانشناسان مانند دوشن گيلمن و گئوويدن گرن مي باشد، تحليل سيستم امشاسپندان بيانگر قالب نوعي كاركرد سه جانبه مي باشد به عبارت ديگر اشد و وهومنه جايگزين دو خداي آريايي وارونه و متيره و معرف اولين وظيفه يعني حكمراني قانونمند مي باشند. خشتره ويريه در ارتباط با ايندو امر معرف وظيفه جنگجويي است؛ هوروتات و امرتات مانند دو قلوهاي ناستيه همراه با آرميتي وجود چند ظرفيتي و داراي وظيفه با روري و ثمربخشي مي باشند. (Gnoli, Gherardo, 1987, P.582)
دريشتها امشاسپندان مخلوقات اهورامزدا بودند(شيت 1:25) و عملكرد ايشان كمك به او در هدايت جهان است (شيت 9:16؛ 15-2:1؛ و نديداد 9:9؛ بندهشن 28-23:1) اينها جاودان و ناديدني (دينكرت، ترجمه ستجنا صص 47-48) حكمراناني نيكو، معطيان خير، جاودان و معطي علي الدوام (يسنا 24:9) هستند. اينها فروشي خودشان را دارند، كه از آنان درخواست مي شود. (يشت، 13:82) آنها به گونه اي خاص عبادت مي شوند و گفته مي شود به دليل نذوري كه مي شود بر مسيرهاي نور فرود مي آيند. (يشت 13:84، 14:17) آنها در بهشت سكني دارند، در آنجا وهومنه، بر تخت طلا مي نشيند (ونديداد 14:18) بهمين دليل به هر يك از ايشان محافظت برخي عناصر عالم نسبت داده شده است. محافظت حيوانات به وهومنه اسناد داده مي شود، اشه وهيشته حافظ آتش و خشتره ويريه نگهبان فلزات است. هور و تات و امرتات محافظ آب و سبزيجات مي باشند. (شايست ناشايست 15:5؛ بندهشن بزرگ، ترجمه دارمستتر) . به هر امشاسپند ماه مخصوصي تخصيص داده شده است (بندهشن7-1: 25) هر كدام يك روز مقدس و يك گل مخصوص دارند، براي مثال ياس سفيد مختص وهومنه است نوع خاصي از ريحان مختص خشتره ويريه و مشك مختص سپنته آرميتي است. سه امشه سپنتد اول مذكرند (يا به احتمال بيشتر خنثي هستند) و سه تاي آخر مؤنث اند؛ مي توان گفت كه اينها نقش فرشتگان مقرب را در تمام دوران تاريخ دين زرتشت ايفا كردند، در مقابل آنها شش مخالف قرار دارد. آكه منه،ايندرا، سئور، ناانگه اثني، تئوروي، زئيري بعضي از دانشمندان در مورد ارتباط مفهوم امشاسپندان، به عنوان مجموعه اي مقدس و والاتر از ايزدان و پايين تر از اهورامزدا، و فرشتگان مقرب تحقيق كرده اند. عده اي هم بر شباهتهاي اينها به عقيده اديتي ها در هند قديم تأكيد مي ورزند. در مورد اينكه آيا اين شباهتها وام گرفته شده اند و يا بنا بر منابع متداول، تحولات طبيعي اند، عقايد مختلف است. (Jackson, A.V.Williams, 1958,P.385)
در مجموع مي توان گفت در گاتاهاي زرتشت، اهورامزدا خداي واحد و آفريدگار دانا و توانايي است كه با نيروها و جلوه هاي ششگانه خود يعني وهومنه، اشد وهشته، خشتره وفرته، سنپته آرميتي، هوروتات و امرتات اين جهان را مي آفريند و نظام و آيين خويش راا در آن برقرار مي سازد و كساني را كه جانب راستي و آيين بهين او را اختيار كرده اند، به پيكار با دروغ و پليدي مي گمارد، و زرتشت را رسالت مي دهد تا مردم را به راستي و درستي و به سوي ملكوت بي زوال فردايي رهبري كند. زرتشت جز اهورامزدا خدايي را نمي پرستد و همه و خداياني را كه پيش از او در ميان مردم پرستيده مي شدند ناديده مي گيرد، و ريختن خون جانداران و نوشيدن هومه مستي آور را كه از لوازم پرستش و يزشن آنان بود، زشت مي شمارد. (مجتبايي، فتح اله، بي تا، ص 8-9)

سپنته مينيو وانگره مينيو
سپنته مينيو يا خرد مقدس و يا به عبارت ساده تر قوه نيكي، از آن اهورامزدا است. در مقابل آن انگره مينيو، خود خبيث و يا قوه زشتي مي باشد . در هر جاي گاتاها كه صحبت از انگره مينيو شده است آن را در مقابل سپنته مينيو مي بينيم نه در مقابل اهورامزدا. در گاتاها به هيچ وجه صحبت از منازعات هرمزد و اهريمن نيست. در سراسر گاتاها اهورامزدا يگانه آفريدگار جهان مينوي و مادي و سرچشمه همه نيكيها و خوبيهاست. در مقابل او آفريدگار و يا فاعل شري وجود ندارد. انگره مينيو يا خرد خبيث كه بعدها به مرور ايام اهريمن شد و زشتيهاي جهاني از قبل اوست در مقابل اهورامزدا نيست بلكه در مقابل سپنته مينيو است در يسنا 45 – قطعه دوم مي گويد: «من مي خواهم سخن بدارم از آن دو گوهري كه در آغاز زندگاني بوده اند از آنچه آن يكي مقدس به ديگري خبيث گفت كه فكر و تعليم و خرد و آرزو و گفتار و كردار و روح ما با هم يگانه و يكسان نيست.» به جز واژه انگره مينيو، واژه هاي ديگري نيز براي قوه شر استعمال شده است. مثلاً كلمه اكو (آك) و كلمه دروگ (دروغ) هر دو به معني قوه خبيث و شرير است. سپنته مينيو صفت اهورامزدا است نه خود او، اين مسأله از يسنا 33، 12 و يسناي 43، 2 و يسنا 44، 7 فهميده مي شود. مثلاً در يسناي 34 قطعه 12، زرتشت بخشايش و رحمت اهورامزدا را توسط سپنته مينيو و فرشتگانش درخواست نموده و مي گويد: «اي اهورامزدا خود را به نموده، به دستياري آرميتي توانائيم بخش، توسط سپنته مينيو نيرويم ده، توسط اشه از پاداش نيك بهره مندم ساز و به دستياري وهومنه توانايم كن. (پورداوود، بي تا، ص 71-72)
در هر شش قطعه يسناي 47 به طور صريح و آشكار از سپنته مينيو سخن به ميان رفته است و انگره مينيو در مقابل آن است. در مقابل ساير صفات اهورا مزدا نيز صفت زشتي وجود درد مثل ترماتي (ترمنش) كه به معناي خيره سري و خودستايي است و در مقابل آرميتي است و همچنين آكم ماتو (آك منش) كه به معني زشت نهاد و بد منش است در مقابل وهومنه است كه به معني پاك منشي و نيك سرشتي است اين دو لغت هر دو در يسنا 33 بند 4 آمده است. (پور داوود، بي تا، ص 72-73)
انگره مينيو و اهورامزدا غالباً در ثنويت قبل از اسلام در دين زرتشتي به عنوان دو قطب متقابل تلقي مي شوند. در حاليكه چنانچه در تعاليم زرتشت در گاتاها ديديم، اين دو ر مقابل يكديگر نيستند. اهورامزدا بر تقابل ميان دو اصل اشه، راستي (كيهاني، اخلاقي، آئيني، اجتماعي، برابرريتا ودايي) و دروج، دروغ، تفوق يافت. صورت ابتدايي اين تقابل در دو پسر دوقلوي اهورامزدا، سپنته مينيو وانگره مينيو، ارائه مي شود كه به ترتيب راستي و دروغ را بر مي گزيدند. انتقال ثنويت اوليه زرتشتي به ثنويت بعدي كه در شكل اورمزد در مقابل اهريمن بيان مي شود، در زروانيسم رخ داد.(Ency. Elaide.vol. I. P. 158 & Zoehner, R.C. 1975, P 213)

ثنويت در دين زرتشتي
ماده اصلي اعتقاد زرتشت در يسناي 30 يافت مي شود: «آن دو گوهر همزاديكه در آغاز عالم تصور ظهور نمودند يكي از آنها نيكي است در انديشه و گفتار و كردار و ديگري از آن بدي (در انديشه و گفتار و كردار) از ميان اين دو مرد دانا بايد نيك را برگزيند نه زشت را»
اين نكته جوهر اخلاقيات زرتشت است كه بعدها در يك سيستم بزرگ كيهان شناسي بسط و گسترش يافت. انسان با انتخاب درست و تبعيت از قانون (اشوان) به تفوق نهايي گوهر نيكي، يعني اهورامزدا بر گوهر بدي (دروغ، انگره مينيو) كمك مي كند، او با الهام از جانب وهومنه(فكر درست) در مقابل تمام دروج، دئوه، كوي، جادو، پئيركا و مراسم مربوط به آن (قرباني موجودات و نوشيدن هومت) مي ايستد.(oy. A.J.1958,P.347)
اساساً پايه ثنويت، اخلاقي است: دو گوهر متقابل زرتشتي، سپنته مينيو و انگره مينيو فرزندان دو قلوي اهورا مزدا هستند و انتخاب ايشان بين راستي (اشه) و دروغ بين گفتار نيك، كردار نيك، پندار نيك و كردار بد، گفتار بد و پندار بد، (يسنا 30، بند 5) ريشه ثنويت در دين زرتشت است اين دو به عنوان نخستين نمونه انتخاب هر انسان عمل مي كنند (يسنا 30، بند 2) حال خواه درستي را برگزيند يا نادرستي را. خير يا شر بودن دو گوهر از انتخاب نشأت مي گيرد و بر خلاف آنچه بعضي دانشمندان مي گويند ذاتي ايشان از پيش تعيين شده نمي باشد. مفهوم اهورامزدا به عنوان خالق بهشت و جهنم، نور و تاريكي (يسنا44 بند 3-5) نشان مي دهد كه زرتشت متفكر اصلي و چهره قدرتمند ديني بود و تغييرات اساسي را در محيط فرهنگي و روحاني كه در آن تربيت شده بود ايجاد كرد.
زرتشت هيچگاه از دو قطب وجودي خير و شر كه از ازل در كنار هم وجود داشته باشند و يكي منبع خير و ديگري منبع شر باشد سخن نگفت.. او بر انتخاب خير تأكيد ورزيد.
در دين زرتشتي، تنها انگره مينيو و سپنته مينيو نيستند كه با انتخاب اخلاقي مواجهند دئوه (ايزدان) نيز كه فرزندان انديشه بد، دروغ، غرور مي باشند، به دليل انتخاب نادرستشان شر شدند. (Gherardo, Gnoli, 1987, P-581)
مسأله انتخاب (ور) آنچنان در اصول اعتقادي زرتشتي داراي اهميت است كه با جرأت مي توان گفت دين زرتشتي دين انتخاب است. عمل فردي كه به پيام اهورامزدا گوش فرا مي دهد و قلب خود را بدان مي گشايد در آستانه تصميم و انتخاب قرار مي گيرد (ويچيت) اگر چه شخصي و خصوصي است اما به عالم و نظام آن هم بستگي دارد. اين انتخاب بين نيك و بد، بين نيروي ايزدي و قواي اهريمني، بين رستگاري ابدي و قهر و محكوميت دائمي است. زرتشت مي گويد كه اهورامزدا خالق همه چيز خوب است وانگره مينيو به وجود آورنده بدي و پليدي است زيرا او بود كه با اختيار و انتخاب خود در آغاز بدي را بر گزيد. در كتابهاي دين زرتشتي به زبان پهلوي از دو جهان نام برده مي شود: يكي گيتي يعني جهان خاكي و ديگر مينودنيايي كه فراتر از عالم مادي است و ديده نمي شود. در هر دو عالم خوب و بد وجود دارد اما تنها در اين جهان است (گيتي) كه اين دو نيرو كار مي كنند و در نبرد با يكديگرند. به عبارت ديگر جهان كنوني جهان مبارزه است و انسان كسي است كه بايد اين نبرد را به پايان برساند. در همان لحظه كه انسان به انتخاب بين خوب و بد مي پردازد اين نبرد آغاز مي گردد و در همان لحظه، همانطور كه زرتشت به طور تمثيلي آن را بيان نموده گذشتن شخص از روي پل چينوت شروع مي شود. سرنوشت انسان يا رستگاري در جهان جاوداني و پاك اهورامزدا است و يا نابودي نهايي. (آسموسن، بي تا، ص 113-114)
پس مي توان گفت هدف زرتشت از بيان اين تمثيل يعني بيان وجود دو روح نيك و بد و طريق و جهتي كه هر يك انتخاب نمودند آن بود كه وجود بدي و پليدي را در جهان توجيه نمايد و اهميت مسأله انتخاب (يسنا 31، بند 3) را نشان دهد. زيرا نبرد با اهريمن و بدي فقط با انتخاب صحيح انسان ممكن است. شخصي كه راه راست را بر مي گزيند. همكار و سرباز اورمزداست.
زرتشت هرگز در گاتاها از ثنويت مطلقي كه در آن دو گوهر يا دو خدا يكي منبع خوبي و ديگري منبع بدي باشد و بالاستقلال و جدا از هم از ازل وجود داشته باشند، سخني به ميان نياورد بلكه اهورامزدا را خالق همه چيز شمرده است. البته در زمان ساسانيان اعتقاد صريح به ثنويت و وجود دو روح مستقل از هم جزو اصول عقايد زرتشتي كه مذهب رسمي كشور بود وجود داشت كه خود موضوع تحقيقي مستقل مي باشد.

منابع و مآخذ

آسموسن، ج. پ، «اصول و عقايد و اعتقادات ديانت زرتشتي، ديانت زرتشتي، ترجمه فريدون وهمن، تهرا، بنياد فرهنگ ايران، بي تا
اوشيدري، جهانگير، دانشنامه فرد يسنا، تهران، شركت نشر مركز، 1371
بار، كاي، «ديانت زرتشتي»، ديانت زرتشتي (مذكور در فوق)
دوستخواه، جليل، اوستا: نامه مينوي آيين زرتشت، تهران، انتشارات مرواريد، چاپ دوم، 1355
گاتاها، گزارش ابراهيم پور داوود، بمبئي ، انجمن زرتشتيان ايران، 1952
ينبرگ، هنريك ساموئل، دينهاي ايران باستان، ترجمه سيف الدين نجم آبادي، تهران 1359
دورانت، ويل، تاريخ تمدن، ج 1، ترجمه احمد آرام، ع پاشايي، امير حسين آريان پور، بي تا
مجتبايي، فتح الله، مقدمه: هنينگ، والتر برونو، زرتشت سياستمدار يا جادوگر، ترجمه كامران فاني، تهران، نشر پرواز، 1365
همو، شهر زيباي افلاطون و شاهي آرماني در ايران باستان، انجمن فرهنگ ايران و باستان، بي جا، بي تا
ويدن گرن، گئو، دينهاي ايران باستان، ترجمه دكتر منوچهر فرهنگ، تهران، انتشارات آگاهان ديده، 1377
يشتها، گزارش پور داوود، به كوشش بهرام فره وشي، تهران، دانشگاه تهران، 1356
هنينر، جان، شناخت اساطير ايران، ترجمه ژاله آموزگار، احمد تفضلي، بابل نشر چشمه، 1371
Gnoli, Gherardo, "Zoroastrianism" in : the Encyclopedia of religion, Mircea Eliade (ed.) vol 15 , Newyork, London, 1987
"Ahuramazda and Angra mainyu" in Encyclopedia of Religion (a fore mentioned) vol.I
Zaehner, R.C. The Dawn & Twilight of Zoroastrianism, London. Werden fierd & Nicolson, 1961
Milis, L.H "Ahriman" in Ency. of Religion & Ethics, James, Hastings, (ed) , Vol I, Edinburg, 1958
Carnoy, A.J "Zoroastrianism" in Ency. of Religion & Ethics (aforementioned). Vol.12
Jackson, A.v. Williams, "Amesha Spentas" in Ency. Of Religion & Ethics (aforementioned) vol.1
Id. "Avesta" in Ency. of Religion & Ethics (afore mentioned) vol. I
James, Hope, Moulton, Early Zoroastrionism: Lectures delivered at Oxford and in London February to May 1912, London, Williams & Norgate, 1913
"Systems of Religious and Spiritual Belief" in the Encyclopedia, Britannica, vol.26. Macropedia, 15th Edition.
Gulliemin, J.Duchesne, "Ahuramazda & Ahriman", in: New Catholic Encyclopedia, Jahn P.Whalen, M.A S.T.D catholic University of America, Washington, Distnict of Columbia, Vol.1, 1966.
mohamad آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2009/12/22, 10:07 AM   6
lol
عضو آشنا

lol آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/11/22
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 27
تشکر از ديگران 0
تعداد تشکر 2 بار در2 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

واقعا متاسفم که هر پستی که به نفع شما نباشه رو پاک می کنید.

شما هم آب ندیدید و گرنه شناگر ماهری هستید
lol آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2009/12/22, 10:10 AM   7
lol
عضو آشنا

lol آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/11/22
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 27
تشکر از ديگران 0
تعداد تشکر 2 بار در2 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

در ضمن بهتره به جای اراجیف دکتر ایکس کتابهای مری بویس رو که متخصص زرتشتیه رو بخونید تا بی خودی از این حرفهای خنده آور نزنید.
دین زرتشتی در تمام دنیا به دین دوگانه پرستی معروفه البته مسلمونا برای اینکه دهن زرتشتیا رو ببندن سعی می کنن اونا رو حذب کنن من دلیل دفاع شما رو خوب می فههمم
در ضمن مشکل نسخه برداری اسلام از روی زرتشتی هم حل می شه





lol
lol آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2009/12/24, 04:05 PM   8
mohamad
عضو صمیمی

mohamad آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/10/30
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 87
تشکر از ديگران 27
تعداد تشکر 80 بار در51 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

ممکن هست از این کتاب های مری بویس یکی دو تا ادرس نقل کنید تا ما حداقل دلمون خوش باشه دوست عصبانی مزاجمون لول حداقل یک بار مستند حرف زد
mohamad آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2009/12/24, 04:34 PM   9
mohamad
عضو صمیمی

mohamad آواتار ها

تاريخ عضويت 2009/10/30
محل سکونت
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 87
تشکر از ديگران 27
تعداد تشکر 80 بار در51 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

ممکن هست از این کتاب های مری بویس یکی دو تا ادرس نقل کنید تا ما حداقل دلمون خوش باشه دوست عصبانی مزاجمون لول حداقل یک بار مستند حرف زد
mohamad آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
قدیمی 2010/03/26, 12:08 AM   10
nahmia
دوست جدید

nahmia آواتار ها

تاريخ عضويت 2010/3/25
محل سکونت تهران
مشخصات حضور [+]
تعداد مشارکت [+] 2
تشکر از ديگران 0
تعداد تشکر 1 بار در 1 پست

 موضوعات  آخرين موضوعات  


پیش فرض

سلام
من هم مثل شما به این اعتقاد دارم که سرتاسر کتاب مقدس وحدانیت خدا را فریاد زده و در هیچ جایی از کتاب مقدس ما اثری از واژه ی تثلیث یا خدای واحد در سه شخص نمی بینیم. بلکه تمام کلام در مورد وحدانیت خدا در حال شهادت دادن است
" من‌ ( نه ما ) هستم‌ ( نه هستیم )یهوه‌، خدای‌ تو، كه‌ تو را از زمین‌مصر و از خانة‌ غلامی‌ بیرون‌ آوردم‌. " ( خروج 20 : 2 )
" و خواهند دانست‌ كه‌ من‌ یهوه‌، خدای‌ ایشان‌ هستم‌، كه‌ ایشان‌ را از زمین‌ مصر بیرون‌ آورده‌ام‌، تا در میان‌ ایشان‌ ساكن‌ شوم‌. من‌ یهوه‌ خدای‌ ایشان‌ هستم. " خروج باب بیست و نه آیه چهل و هفت
" زیرا من‌ یهوه‌ هستم‌ كه‌ شما را از زمین‌ مصر بیرون‌ آوردم‌ تا خدای‌ شما باشم‌، پس‌ مقدس‌ باشید زیرا من‌ قدوس‌ هستم " لاویان باب یازده آیه چهل و پنج

" پس‌ فرایض‌ و احكام‌ مرا نگاه‌ دارید، كه‌ هر آدمی‌ كه‌ آنها را بجاآورد در آنها زیست‌ خواهد كرد، من‌ یهوه‌ هستم‌ " لاویان باب هجده آیه پنج

" این‌ برتو ظاهر شد تا بدانی‌ كه‌ یهُوَه‌ خداست‌ و غیر از او دیگری‌ نیست‌. " تثنیه باب چهار آیه سی و پنج

" لهذا امروز بدان‌ و در دل‌ خود نگاه‌ دار كه‌ یهُوَه‌ خداست‌، بالا در آسمان‌ و پایین‌ برروی‌ زمین‌ و دیگری‌ نیست‌ " تثنیه باب چهار آیه سی و نه

" من‌ هستم‌ یهُوَه‌، خدای‌ تو، كه‌ تو را از زمین‌ مصر از خانه‌ بندگی‌ بیرون‌ آوردم‌. " تثنیه باب پنج آیه شش

" ای‌ اسرائیل‌ بشنو، یهُوَه‌، خدای‌ ما، یهُوَه‌ واحد است‌. " تثنیه باب شش آیه چهار

تعلیم غیر کتاب مقدسی تثلیث تا قبل از شورای نیقیه وجود خارجی نداشته و تنها پس از آن و به هنگامی که آبای کلیسا که عمدتا از میان امتها بودند و با ریشه های یهودی قرابتی نداشتند تلاش کردند تا بین کلیسا و آموزه های دنیا آشتی برقرار کنند این تعلیم منحوس و غیر کتاب مقدسی وارد تعالیم ناب کتاب مقدسی گردید. ولی بر همگان باید واضح و مبرهن باشد که در آیات فوق الذکر منظور از من یهوه هستم مطمئنا نمی تواند به خانواده ی تثلیث اطلاق گردد.

از اینکه پابرهنه وارد مبحث شما شدم پوزش می طلبم

" الان‌ او را که‌ قادر است‌ که‌ شما را از لغزش‌ محفوظ‌ دارد و در حضور جلال‌ خود شما را بی‌عیب‌ به‌ فرحی‌ عظیم‌ قایم‌ فرماید، یعنی‌ خدای‌ واحد و نجات‌دهنده‌ ما را جلال‌ و عظمت‌ و توانایی‌ و قدرت‌ باد الان‌ و تا ابدالاباد. "

فیض مسیح با شما باد
nahmia آنلاین نیست. آلبوم شخصی پاسخ با نقل قول
تشكر
سپهر محمدی (2010/04/02)
ارسال موضوع جدید  پاسخ

برچسب ها
های, ادیان, باستانی, تثلیث, ریشه


کاربران در حال دیدن موضوع: 3 نفر (0 عضو و 3 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

ساعت : 10:52 PM بر مبناي (GMT - گرينويچ) +3.5
 

Powered by vBulletin ®Copyright©2000-2009,Jelsoft Enterprises Ltd
& Autotranslations delivered byNLP-er طراح قالب : Masoomi